فتماین پرده آوارگی و بیچارگی نامدارد. در سر فصل داستان این شعر محتشم کاشانی آوردهشدهاست:
| باز این چه رستخیز عظیماست کز زمین | بینفخ سور خاسته تا عرش اعظماست |
در این فصل نویسنده شرح میدهد که چگونه پس از خوابی دراز و آسوده با صدای صور اسرافیل از گور برمیخیزد. او شرح میدهد که مردگان چگونه دستهدسته از گور برمیخیزند و روان میشوند. نویسنده توصیف میکند که گروههای انسانی چگونه روان میشوند. مسلمانان کفنپیچ، مسیحیان صلیببهدوش، سرخپوستان طنابپیچشده، هندوهایی که به مانند کندهٔ نیمسوخته از گوربرخاستهاند و...و برخورد اینها پس از رسیدن به هم و باخبرشدنشان از روز رستاخیز موضوع موصوفات دیگریاست
در پهلویم شخصی راه میرفت که گیلاسی از بلور در دست داشت. تعجبکنان پرسیدم این دیگر چه قصهایاست. گفت معلوم میشود در موقع نزع و جان کندم این بیت حافظ را زمزمه میکردهام:
پیاله در کفنم بند تا سحرگه حشر به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز ...
از گوربرخاستگان زیر آفتاب سوزان راه را میپیمایند. نویسنده شرح یک معتاد تریاکی ایرانی را میآورد که خدا را مخاطب قرارداده و با شیوه بیانی ویژه خود از او درخواست تریاک میکند که یکی از مالکان دوزخ با گرز آتشین او را تهدید میکند که لب فروبندد؛ ولی او با دیدن همانندی میان گرز آتشین و بافور از شور و شوق در خاک میافتد.
این فصل از کتاب بیرون دروازهٔ قیامت نام دارد. این بخش با این شعر حافظ آغاز میشود:
| گوییا باور نمیدارند روز رستخیز | کاینچنین قلب و دغل در کار داور میکنند |
در این بخش گوینده به وصف روندگان راه ادامه داده و از سوزانی آفتاب و گرما نالان است. تا اینکه از گوربرخاستگان به آبادیای در میان بیابان میرسند. در اینجا راههای خاکی دارای پلاک و نام میباشند. یکی جادهٔ میزان، یکی چهارراه برزخ و دیگری خیابان قاب قوسین نام دارد. سرانجام روندگان به بیرون دروازهٔ محشر میرسند. در اینجا فرشتگانی دیده میشوند. نویسنده میگوید که فرشتگانی را با سه جفت و چهار جفت بال میبیند و از روی آیهای قرآنی [۱]می داند که اینان پیامبران فرشتگانند. بدین سان این فصل بیشتر به شرح چگونگی فرشتگان و کردارشان میپردازد. نویسنده گزارش میدهد که تابلوهای اعلاناتی را میبیند همانند «عبور و مرور از اینجا اکیداً ممنوعاست» و...وی دربارهٔ فرشتگان چنین میگوید که میان ایشان نیز مانند مردمان چند دستگیاست و به دو دستهٔ ملکوتی و جبروتی تقسیم میشوند و چشم دیدن یکدیگر را نداشته و به هر شیوهای که بتوانند در کار هم کارشکنی میکنند. همچنین داستانگو سرانجام چشمش به aصحرای محشر (کتاب) - وکیپداo Webcam r Live n Girls Cam bصحرای محشر (کتاب) - وکیپداy Women Webcam